تبليغاتX
سقا خونه tr>

یا بقیه الله !!!  دلهایمان خون است و چشمانمان اشکبار. نگاه بی قرارمان به راه توست و تو خود می دانی که در این روزگار غریب ، بر این خلوت نشینان ماتم ، چه می گذرد پس جان مادرت فاطمه، هق هق غروب جمعه ما را در دفتر عشقبازی های عشاقت ثبت کن.                 سلام برتو یا اباصالح! سلام بر تو ای پسر فاطمه!سلام بر تو ای مقتدای عشق!سلام بر تو ای نور چشم منتظران! سلام بر تو ای امید! سلام بر تو ای صبح سپید! یا بقیه الله ! .....  ! 

اگر دل دلیل است ، آورده ایم...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 4:21 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 

 رسولخدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: شش عمل را برای من عهده دار شوید تا من
بهشت را برای شما عهده دار شوم:
۱
- چون سخنی نقل کنید، دروغ نگویید.

۲- چون وعده دهید،تخلّف نکنید.

۳- چون بر چیزی امین شدید،خیانت به امانت نکنید.

۴- چــشـمــان خـــودراازنــامــحــرم

بــپـوشــیـد

۵- دامـن خـود را آلــوده نـکـنیـد.

۶- دسـت و زبـان خــود را نگه ...

با تشکر از فاطمه

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 يا بقية الله!

نه منِ خام طمع‍، عشق تو مي ورزم و بس

كه چو من سوخته در خيل تو بسياري هست...

 

 

با تشکر از خروش

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

اگه دلت هوای کربلا کرده کلیک کن

 

اگر دلت هوای نجف کرده کلیک کن

 

 

اگر دلت هوای مدینه را کرده کلیک کن

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 4:17 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

آقاجون ، جان مولا نگی چقدر میام دیدنت ، خسته نشی ازم. من که باکیم نیست میترسم روی سیاه من به دل نازنینت خوش نیاد.
تنها این مشکل یه راه داره ، دلت راضی بشه بیام کنار حرمت ، زانو بزنم ، جای پای زوار حرمت رو ببوسم ، زیارتنامه عشقتو نجوا کنم بعد خواستی بمیرم ، میمیرم........

همین که میبینمت عقده دلم وامیشه ..... میرم که نگم حرفی که دل نازنینت مکدر بشه.
همه غصه زندگیم اینه که ترو ببینم ، به نگاه رو به مولات برم و حسینمو زیارت کنم .

آقا جون ................ دلم تنگه برات .......... یادته اولین بار که عکس چاپ شده صورت نازنینت رو گذاشتن جلوی روم چه حالی شدم ، رخصت بده کنار حرمت همونطوری از خود بیخود بشم. آقا جون راضی نشو حکایت دلم بشه قصه نوشته کتاب عاقلا ، من فقط به حیاط خلوت دل تو راضیم ، تو باشی دیوونگی کمترین قسمت زندگیمه
نمیخوای که برم دامن آقام حسین رو بگیرم رخصت بده بیام زیارتت ، میدونم دل خودتم راضی نیست. باید بیام پابوس شما و رخصت بگیرم برم دیدم آقا

منتظر میمونم ببینم کی دلت راضی میشه مهربونترینم. نگران چشمامم نکنه سفید شه بیام حرمت اما ترو نبینم.


کربلا نرم میمیرم .............. زنده بودنم محاله

با تشکر از بی قرار

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 4:12 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 1:27 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

برای مشاهده تصاویر زنده از حرم آقا سید الشهدا اینجا را کلیک کنید

اگه دلت هوای نجف را کرده اینجا را کلیک کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 6:6 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

سلام علیک یا اباصالح المهدی
آقا جون میشه روزجمعه ای که وعده داده شده همین جمعه باشه ... صدای منادی بلند بشه که " علی با حق است و حق با علی است " ... آقا جون میشه پرچم سبز شما رو ما عملدارش بشیم ... آقاجون میشه دست نوازشتو برسر ما هم بکشی ... آقاجون میشه ما هم سعادت دیدنتونو پیدا بکنیم ... آقاجون میشه وقتی صدای شما از مکه از کنار حجرالاسود بلند میشه که " انا مهدی .. انا بقیه ا... "ما اولین نفرایی باشیم که می یایم زیر پرچمتون ... آقاجون میشه دست شما برسرماهم کشیده بشه و ترس و غم از دلامون ببری ... آقاجون میشه ما هم بشیم از یارای مخلصتون ... آقاجون حتی اگه بهمون توفیق بدی که خاک کفشای سربازاتونو تمیز کنیم بازم برامون یه افتخاره ، یعنی میشه آقاجون ... حتی اگه اجازه بدی قلبامونو بذاریم بزیر پای دلاورات برای ما بازم یه افتخاره آقاجون ... آقاجون خیلی دوستت داریم ، آقاجون برامون دعا کنید بدجوری توی این فتنه های آخرالزمانی گیر افتادیم ... آقاجون دستای مارو بگیرید که بدجوری دلمامون از غم دوری شما غصه داره ... آقاجون میشه این جمعه خدا دعاهامونو برآورده کنه و شما بیاین ... آقاجون من روسیاهم اما دوستای شما که هرجمعه به عشق دیدارتون صبحهای زود بلند میشن دلاشونو به عشق شما گره میزن چی ؟ اقلا" بخاطر دل اونام که شده این جمعه دیگه بیاین ... بیاین انتقام مادرتون حضرت فاطمه زهرا (س) رو بگیرید ... انتقام علی اصغرو ... اقلا" انتقام عموتونو ... آقاجون دلامون خیلی کوچیکه طاقت این دوری رو نداره ، شمارو بجان مادرتون خانم فاطمه زهرا(س) بیاین ....
یا اباصالح المهدی (عج) ادرکنی ...

با تشکر از زهرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 5:35 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

اگرچه دلم آواره بیابان حیرت است و چشمهایم مضطرب تر از هرشب،اگرچه یک دریا اشک، در چشمهایم به تلاطم است وگلویم به بغضی سنگین گرفتار آمده،اما باز هم به سرفصل نگاه تو می رسم...به نگاهی که از آن سوی ابدیت به خاموشی این خاک می تابانی.نگاهی که شعله ور تر از عشق است و خیس تر از اشک
حریر تر از رؤیاست و نافذتر از شمشیر!نگاهی که دل را ،جان را و چشم را هم می سوزاند و هم می نوازد.
و باز مرا می خوانی،با یک سبد گل نور،یک دریا ستاره و یک کهکشان خورشید...
بتاب نازنین!بتاب که فصل غربت نور را خزان کنی.ببار ای پاکترین!که کویر تفتیده ی چشمها تشنه ی باریدن توست.بیا و بشوران این قوم خفته در آغوش غفلت را...

تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم رو
ولیکن چون تو در عالم نباشد

السلام علیک یا حجة الله التی لاتخفی
یا حجةابن الحسن العسکری...

با تشکر از سورنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 7:4 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.

امام به ايشان فرمودند:
«عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.»
يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن .

ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند; از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 6:54 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

بی بی جان: هر وقت میخواهم از پدرت بزرگوارت ، از همسرت ، مظهر عدل و دیانت و یا پسران مظلومت ، چیزی بنویسم ، بلاخره یک تصویر مناسب پیدا میکنم که ، دوستدارانت را به دیدن آن دعوت کنم ، بعضی از تصاویر ، مثل تصاویر بقیع ، خیلی غریبند........

بی بی جان: میدونید حتی فضه کنیز با وفاتون هم یک گنبد و ضریح داره ، شما چقدر عزیزید ، چقدر غریبید.........

سرورم: ما به همین تصویر محل تولدت ، توسط همین خرابه ها  ، به زیارتت میآیم ، عرض ادب ما را بپذیر..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 6:25 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 6:25 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 6:17 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

بر زهره دين ، نور ثريا صلوات

بر گلشن پر لاله طه صلوات

آنجا كه شود مادر بابا ، دختر

بر دخت نبي ، ام ابيها صلوات


با تشکر از خروش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 5:33 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

دوربین زنده از حرم آقا سیدالشهدا
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 


آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند

اي خداي عيسي!
مگر نه رمز عروج، سبكبالي و سبكباري است، عطايمان كن!

اي خداي ايوب!
همه چيز جز خيانت، تاب آوردني است. صبرمان را جز در اين مسير بيازماي!

اي خداي موسي!
فرعونيت منتشر در ميان خلايق را در نيل تنبه غرق كن و موساي خشيت و خشوع و بندگي را حكمران وجودمان ساز.

اي خداي يوسف!
براي اين كه دل به زليخاي وسوسه نسپاريم، به جلوه اي از جمال تو محتاجيم.

اي خداي ابراهيم!
اكنون كه بتهاي سنگ و چوب، تغيير و تكامل يافته اند و روح و جان گرفته اند،روح دوستي ات را در دست و دل ما زنده كن.

اي خداي محمد!
تنها چاره جاهليت آخرالزمان، ظهور حجت خاتم است. در فرجش تعجيل بفرما.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 9:6 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 



خدايا!
در اين هرزه بازار قلبها و نگاهها، دل ما را از آن خودت و چشم ما را نگران خودت كن.

خدايا!
چه كسي مي تواند ادعا كند كه بيشتر از تو خلايق را دوست دارد؟ اعتماد به دوست داشتن خود را در ما پديد بياور!

خدايا!
نعمت هاي مغفول را با ستاندن، يادآوري مكن.

خدايا!
به كه بايد گفت جز خودت كه هجران محبوب، ريشه طاقتمان را سوزانده است و درخت وجودمان را به خشكي نشانده است.

خدايا!
آن قدر تعابير دوست داشتن، براي غير تو مستعمل شده كه نمي دانم با كدام واژه بگويم: دوستت دارم.

خدايا!
سر بر دامن كه بگذارد، دلخسته اي كه جز تو پناه ندارد؟!

 با تشکر از نکوئی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 8:28 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 7:55 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

....خدایا بر محمد و الش رحمت فرست ، و مرا به زیور صالحین بیارای و در گستردن داد ، و فرو خوردن خشم ، و خاموش کردن آتش فتنه و خصومت و جمع آوری پراکندگان و اصلاح میان مردمان و فاش کردن نیکی های اهل ایمان وپوشاندن عیب ایشان و نرم خوئی و فروتنی

و حوشرفتاری و سنگینی و وقار ، و حسن معاشرت و سبقت جستن به فضیلت و بر گزیدن انعام و تفضل و فروگذاشتن سرزنش و خرده گیری و ترک احسان درباره با اهل و گفتن حق هر چند دشوارآید و اندک شمردن

خیر در گفتار و کردارم گر چه بسیار باشد و بسیار دیدن شر در گفتار و کردار خویش گر چه اندک باشد و مرا در همگی این صفات به خلعت زیبای پرهیزکاران بپوش.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 7:21 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 


پروردگارا ! هیچ مولای کریم و بزرگواری را بر بنده پستی , شکیبا تر از تو , بر خود ندیدم .تو مرا دعوت می کنی , ولی من روی می گردانم . تو به من محبت می کنی , ولی من با تو دشمنی می کنم , تو به من مهر می ورزی ولی من از تو نمی پذیرم . گویا من از تو طلبکارم و نسبت به تو حق نعمت دارم ! ولی این هم باعث نمی شود تو از مهربانی و احسان و فزون بخشیدن با سخاوتمندی و بزرگواریت نسبت به من دست برداری . ( فراز هایی از دعای افتتاح

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

مشعر حق عزم منا کرده ای؟
کعبه ی شش گوشه بنا کرده ای؟
بر سر نی زلف رها کرده ای
با جگر شیعه چها کرده ای...

با تشکر از سورنا عزیز...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 7:24 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

یک تصویر منحصر بفرد از تل زینبیه و حرمین امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل عباس(ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 8:9 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

برای دیدن تصاویر زنده حرمین مطهر حضرت اباعبدالله(ع) و حضرت ابوالفضل عباس(ع)

اینجا را کلیک کنید دوربین زنده

  ( برای بزرگ شدن صفحه دوبار کلیک کنید)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

آیت الله حاج سید عباس کاشانی حائری نقل میکرد: روزی در خانه ایت الله العظمی حکیم بودم که کلیدار آستان مقدس حضرت ابوالفضل (ع) ، تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل (ع) ، را آب گرفته و بیم آن میرود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد آسیب کلی وارد شود ، شما کاری کنید.

آیت الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هر چه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهی از علمای نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس (ع) ، رفتیم ، آن مرجع بزرگ برای بازدید به طرف سرداب رفت و ما نیز از پی او آمدیم ، اما همین که چند پله پائین رفتند ، دیدم نشستن و با صدای بلند که تا آن روز ندیده بودم ، شروع به گریه کردند.همه شگفت زده و هراسان شدیم که چه شده است؟من گردن کشیدم دیدم شگفتا منظره عجیبی است که مرا هم گریان ساخت.

قبر شریف حضرت ابوالفضل(ع) ، در میان آب مثل جایی که از هر سو به وسیله دیوار بتنی بسیار محکم حفاظت شده باشد ، در وسط آب قرار داشت ، اما آب ان را نمیگرفت.درست مانند قبر سالارش حسین (ع) ، که متوسل عباسی بر آن آب بست اما آب به سوی قبر پیشروی نکرد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 4:59 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

دوستان برای یاری ما سقاخونه را در لیست پیوندهای خود قرار دهید

با التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

بار الها ! مولای من ! چه زشتی های بسیاری که از من پوشاندی و بلا های سنگینی که از من باز گرداندی و چه لغزش های بسیاری که از آن نگاهم داشتی و چه نا خوشی هایی که از من دور ساختی و چه ثنا و مدح زیبا که لایقش نبودم ولی در بین مردم پخش کردی . ( فراز هایی از دعای کمیل . )

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

برای مشاهده زنده حرم مطهر حضرت سیدالشهدا کلیک کنید!!!خیلی التماس دعا دارم ...برای دیدن تصویر بزرگتر حرم دوبار کلیک کنید 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 10:4 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 3:22 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست

منزل ‏آن مه عاشق كش عيار كجاست

 

هرسر موى مرا با تو هزاران ‏كار است

ما كجاييم و ملامتگر بى كار كجاست

 

ساقى و مطرب و مى،جمله‏ مهياست ولي

عيش، بى يار مهيا نشود يار كجاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 9:38 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 2:15 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

قلب * ضریح  * مقدسی است که

شب بهترین زمان زیارت آن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

این شعر زیبا را از حرف دل کپی کردم و برای خیلی ها فرستادم

منت ولله که دلم،افتاده زیره قدمت
غرق تو موج کرمت، ممنونت گره زدی دل منو با حرمت
حرم نگو بهشتمه ، تموم سرنوشتمه
تاکه میام اروم بشم،بازم هواییم می کنی
یا جون می دم تو مجلست،یا کربلاییم می کنی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس