تبليغاتX
سقا خونه tr>

یا بقیه الله !!!  دلهایمان خون است و چشمانمان اشکبار. نگاه بی قرارمان به راه توست و تو خود می دانی که در این روزگار غریب ، بر این خلوت نشینان ماتم ، چه می گذرد پس جان مادرت فاطمه، هق هق غروب جمعه ما را در دفتر عشقبازی های عشاقت ثبت کن.                 سلام برتو یا اباصالح! سلام بر تو ای پسر فاطمه!سلام بر تو ای مقتدای عشق!سلام بر تو ای نور چشم منتظران! سلام بر تو ای امید! سلام بر تو ای صبح سپید! یا بقیه الله ! .....  ! 

اگر دل دلیل است ، آورده ایم...

یا بقیةالله!

نام تو که می آید سرشار از احساس می شوم روحم به پرواز در می آید و

 

دلم در میان آسمان و زمین اشک شوق می ریزد

 

یا بقیة الله!

 

تو که باشی به همه ی تیرهای طعنه و جفا می خندم و از کنار همه ی

 

نامردی ها و نامرادی ها با لبخند می گذرم. تو که باشی شیرینی تبسم را

 

دراعماق وجودم حس می کنم و این احساس خوشی را که مرموزانه در

 

دلم موج می زند به هیچ بهایی نمی فروشم.

 

یا بقیة الله!

 

تو که باشی دوست دارم دیوانه باشم و در میان کوچه پس کوجه های

 

احساسم کودکانه به این سو و آن سو بدوم و در مقابل چشمان عاقلان!!!

 

بنشینم و یک قل دو قل بازی کنم. تو که باشی نگاه چشمانم ضامن

 

سکوت زبانم می شود ودلم می خواهد از همه چیز و همه کس بگذرم.

 

یا بقیه الله!

 

نام تو که می آید برایم همه چیز تغییر می کند  دلم از همه چیز رها می شود و

 

انگار به جایی گیر می کند. تو که باشی دیگر بهانه هایم تمام می شود و

 

دل سرکشم رام می شود.

 

یا بقیه الله!

 

گاهی به روسیاهی های خودم نگاه می کنم و گاهی به کرم بی انتهای

 

تو . و باز می بینم که در این ترازو ، کفه ی لطف و محبت تو سنگین تر

 

است. پس باز سر به بارگاه حضور لطیفت می گذارم و بر ساحت مقدست

 

بوسه می زنم.

 

یا بقیه الله!

 

همه ی احساسم و تمام نگاهم و ذره ذره ی جانم فدای چشمان نازنینت...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

                                                                               

 سلام

 

اعیاد شعبانیه وایام سرور آل محمد (ص)

بر محبان اهل بیت عصمت و طهارت مبارک...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

                                                        

مكه در هيجاني غريب دست و پا مي زد .

 

سالها بود كه جاري كلام وحي بر زمين سرازير نشده بود .

 

سالها بود كه گمراهي بر دلها سايه افكنده بود و هيچ ستاره اي راه آسمان را

 

روشن نمي كرد .

 

شب بساط تيرگي را آنچنان بر خاك گسترده بود كه اميد هيچ معجزه اي

 

نمي رفت تا اينكه آخرين فرستاده پروردگار ، گل سرسبد هستي در كوير حجاز

 

ظهور كرد .

 

 او آمد تا تشنگان شراب و شهوت و شمشير را كرامت انساني ببخشد .

 

او آمد تا رحمت خدا بر زمين جاري شود و سرچشمه وحدت به جوش آيد .

 

 او آمد تا گامهاي اخلاق به اوج قله كمال برسد .

 

او آمد تا انسانهاي خاكي را به معراج آسمان پيوند بزند .

 

 او كه عشق در نگاهش موج مي زد و نرگس چشمانش شكرآورترين شراب ممكن

 

بود . او كه درد يتيمي را بر دوش مي كشيد و رنج گمراهي مردم دلش را

 

مي آزرد .

 

او كه تورات و انجيل مژده آمدنش را داده بود و محمد در مكه پلك گشود و

 

آفرينش را به روزهاي خوش نيامده بشارت داد .

.محمد نامي كه با هدايت و رحمت يكي شده است . نامي كه با شنيدنش طنين

 

خوش سلام و صلوات در فضا به رقص مي آيد .

 

نامي كه از آن عطر خدا به مشام مي رسد كه به رسم ابراهيم بتهاي رنگ رنگ

 

جهان را يكي پس از ديگري درهم شكست .

 

 مردي كه قانون دختركشي را منسوخ كرده و جايگاه راستين زن را نماياند .

مردي كه در راه اسلام زخمها ديد و آبرو گذاشت .

اگر او نمي آمد و باران وحي بر خاك نمي طراويد ، اينك ما بوديم و برهوت

 

جاهليت .

 

 اگر مرد خلوت نشين حرا نمي آمد و پنجره هاي بسته را نمي گشود ، هنوز

 

آفتاب به خانه ها راه نيافته بود .

 

او بر خاك نازل شد تا در شميم اعجاز گل محمدي جايي براي نفس كشيدن در

 

فضاي وهم آلود جهان بيافريند .

 

آمد تا درختان قد كشند ، پرندگان پر بگيرند . آسمان سهم همه باشد و انسانها به

 

دايره تكامل پا بگذارند .

 

با تشکر از سقاخونه ای عزیز ، ایمان بزرگوار

و با آرزوی شادکامی و موفقیت برای شما...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

ابوالحسن موسي بن جعفر(عليه السلام) معصوم نهم وامام هفتم شيعيان است

 

آن حضرت روز يکشنبه 7صفر 128و129 قمري درروستاي ابواء(منزلي ميان مکه و مدينه)

 

چشم به جهان گشود

 

 به جهت کثرت زهد وعبادتش معروف به«عبدالصالح» وبه دليل حلم و فروخوردن خشم و صبر

 

برناملايمات زمان مشهوربه «کاظم» گرديد. آن حضرت به کنيه هاي « ابوابراهيم» و«ابوعلي »

 

نيزمعروف بوده است .

 

مادرآن امام « حميده » اهل بربر(مغرب) يااندلس (اسپانيا ) دختر صاعد بربري ومعروف به

 

«مصفا» بوده است.

 

پس ازشهادت امام صادق(عليه السلام)اسماعيليه به محمد ابن اسماعيل و فطحيه به عبدالله بن

 

جعفرافطح گرويدند. امام موسي کاظم (عليه السلام) به دستور مهدي عباسي در بغداد بازداشت شد .

 

اما خيلي زود آزاد گرديد. مردم امام راشايسته مقام خلافت مي دانستند وهمين امرموجب

 

تشويش واضطراب دستگاه خلافت عباسي گرديد هارون عباسي به اشاره يحيي برمکي امام را

 

ازمدينه به بغداد آورد ومدتهاي مديد ايشان را درزندان هاي مختلف نگه داشت .

شکنجه هاي روحي وجسمي طاقت فرسايي برامام وارد آمد اما ايشان زبان به تسيلم نگشود

 

وزندان را پايگاه مبارزه عليه حکومت ستمکاروخودکامه وقت نمود .

 

معروف است که هارون دربرابر قبر حضرت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) ايستاد وگفت :

« يارسول الله (صلي الله عليه وآله) ازتو پوزش مي خواهم که مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان

 

افکنم زيرا او مي خواهد امت تورا برهم زند وخونشان را بريزد» !!!

سرانجام امام موسي کاظم(عليه السلام) پس از هفت يا ده سال حبس درروز جمعه هفتم صفر يا پنجم يا

 

بيست وپنجم رجب سال 183 قمري در پنجاه وپنج سالگي به دست "سندي بن شاهک" وبه

 

امرهارون عباسي مسموم وبه شهادت رسيد. آن حضرت 35 سال (از 148 تا 183) رداي امامت

 

 را بردوش داشت که 23 سال ودوماه وهفده روز آن درعصر خلافت هارون الرشيد(پنجمين خليفه

 

 عباسي) بود.

 

پيکر پاک آن امام را به فقها واعيان بغداد نشان دادند تا ببينند دربدن ايشان اثر زخم يا

 

خفگي نيست .

بعد آن حضرت را در « باب التين » درموضعي به نام « مقابر قريش» دفن کردند که امروز به

 

«کاظمين » شهرت يافته است .

 

 

نقل از شبکه امام صادق (ع)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 3:58 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس