عمارهم از جمله كسانى است كه از اول ، زير بار فرمان شيطان نرفت . از همان آغاز با او مخالف بود با مسلمان شدن و عبادتش او را اذيت مى كرد. چند مرتبه با شيطان كشتى گرفت و او را بر زمين زد. چنان چه وارد شده : در يكى از سفرها، كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم با اصحاب خود مى رفتند، آب آنان تمام شد. آن حضرت به عمار فرمود: برو از چاهى كه در فلان موضع بيابان است آب بياور. وقتى عماركنار چاه رسيد، مى خواست آب بردارد، شيطان آمد و گفت : نمى گذارم از اين چاه آب بردارى ! زيرا چاه مسكن شياطين است . عماردر برابرش ايستاد و با او در افتاد. با يك حمله شيطان را بر زمين زد. سنگى برداشت و با آن بينى شيطان را شكست . وقتى روى سينه او نشست ، ديد بسيار لاغر و رنجور است . پرسيد: آيا همه شياطين چنين لاغرند؟ در جواب گفت : بعضى از شياطين چاق و بعضى لاغرند، من هم كه چنين لاغرم بر انسانى موكل هستم كه موقع خوردن غذا بسم الله مى گويد و من نمى توانم از غذاهاى او بخورم ، از اين رو لاغر شده ام . سپس گفت : اى عمار! از روى سينه من بلند شو تا بار ديگر كشتى بگيريم ، اگر اين دفعه نيز مرا به زمين زدى چيزى به تو ياد مى دهم كه از آن نفع ببرى . عماراز روى سينه او بلند شد و كشتى گرفتند. اين بار هم شيطان را بر زمين زد و گفت : چيزى را كه به من قول دادى ، بگو. شيطان گفت : اى عمار! بدان در هر خانه اى كه قرآن خوانده شود به خصوص آية الكرسى ، شياطين از آن فرار مى كنند... عیدتون مبارک... امام رئوف سلام الله علیه می فرمایند: هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.
