سلام... بی تردید ارتحال بزرگمرد مرجعیت ، حضرت آیت الله العظمی بهجت اعلی الله مقامه الشریف لطمه ای جبران ناپذیر بر پیکره ی اسلام و تشیع است ضمن عرض تسلیت به مناسبت فقدان آن عالم ربانی، ان شاءالله با شهید مظلوم کربلا آقا سیدالشهدا سلام الله علیه محشور بشن... يا مَولاتي يا فاطِمَةُ اَغيثيني... پروردگارا ! به حق پيامبرانى كه آنها را برگزيدى و به گريههاى حسن و حسين در فراق من ، از تو مىخواهم گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايى . (ذخائر العقبى ، ص 53 - كوكب الدرى ، ج 1 ، ص 196) در آن زمان که صدیقه کبری (علیها سلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها سلام) به امیرالمؤمنین فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد. هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند. امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترتان عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است ... اينم با اجازه ي (مريم باروني) براي زيبايي سقاخونه تون: (( كِش رفته شده از حرف دل))!!! اردیبهشت! همیشه از خودم می پرسم اردیبهشت زیباست و این اردیبهشته که به گلا جلوه می ده یا اینکه گلهان که به اردیبهشت جلوه می دن. چقدر قشنگه این روزا. همیشه نزدیکای بهار که می رسه، از همین آخرای فروردین تا آخرای اردیبهشت، دنیا یه حال دیگه ای داره. طبیعت یه جورای خاصی قشنگ میشه. گلها با یه شادابی دیگه ای به آدما سلام می دن. اصلا همین الان، همین چند دقیقه پیش که از کنار یه دشت پر از گلهای طبیعی و خود رو رد می شدم، گلهای زرد و لاله های قرمز چقدر با ناز و آروم وبی چشمداشت هیچ نگاهی به دنیا اومدند. این گلها از هیچ کس انتظار خوشامد گویی ندارند، اما اگه نباشن ، فقط اگه یه بهار بیاد و گلا نباشن ، دیگه بهار قشنگ نیست. دیگه طبیعت ، طبیعت نیست ، مصنوع میشه. اصلا وقتی دست انسان وارد ماجرا میشه همه چی رو به هم میریزه. خلقت خدا رو قاطی می کنه به هم دیگه. کاش ادما بذارن این گلهای چند ماهه ، همین چند ماه رو با آسایش زندگی کنند. همیشه تا همیشه دلم می خواد کنار این گلهای طبیعی بشینم و یه دنیا براشون حرف بزنم. اردیبهشت، بهارترین، زیباترین ماه سال ، یک سال دیگه به دنیا خوش اومدی.








.jpg)
